محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2319
مرآة البلدان ( فارسى )
عالم فاضل زكريا بن محمد بن محمود القزوينى شرح جيحون از قرار ذيل نگاشته شده است : نهر جيحون واقع در بلد خوارزم است . زمخشرى گويد عمود نهر جيحون معروف است به جرياب و آن نهر خارج مىشود از حدود بدخشان و منضم مىشود به سوى آن نهر . انهار ديگر در حدود ختل و وخش و به سبب انضمام آن نهرها نهر و رود عظيمى مىشود . و ايضا مرتفع مىشود به سوى رود جيحون انهار بتم و انهار صغانيان و آب و خشاب كه خارج مىگردد از بلاد ترك و مىگردد در زمين وخش در كوه هناك « 1 » تا آنكه عبور مىكند از پلى . و معلوم نشده است در دنيا آبى كه به اين كثرت باشد . و تنگ مىشود عرض آن مثل كم شدن عرض آن نهر در آن موضع كه پل بسته شده است و آن پل حد ميان ختل و واشجرد است . پس از آن مىگذرد بر شهرهاى بسيارى تا مىرسد به خوارزم و منتفع نمىشوند اصلا از آن نهر بلادى كه عبور مىكند از آنها مگر خوارزم كه از آن منتفع مىشوند و برمىدارند . پس از آن منحدر مىشود از خوارزم و مىريزد در درياچهاى كه مسمى به درياچهء خوارزم است كه مسافت آن درياچه و خوارزم شش روز راه است . و گفتهاند جيحون با كثرت و بسيارى آب در زمستان يخ مىكند و كيفيت يخ بستنش اين است كه زمانى كه سرما اشتداد به هم رسانيد و زمستان سخت و شديد شد بسته مىشود اولا قطعههاى يخ و مىگذرد اين قطعهها بر روى آب و هر زمان كه مماس مىكند قطعهاى از آن قطاع ديگر قطعهاى را به همديگر ملصق مىشود و به همين طريق پارههاى يخ به همديگر منضم مىشود تا آنكه جيحون كلا يك سطح مىگردد از بستگى يخ و ثخونت به هم مىرساند و ثخن يخ در اكثر اوقات پنج شبر است . ابن فضلان در رسالهء خود گفته ديدم جيحون را كه منجمد شده بود و ثخن يخ هفده شبر بود و خداوند عالم است به صحت اين مطلب و در زير يخ آب جارى و رونده است و حفر مىكنند اهل خوارزم در جيحون چاهها با كلنگ و مىشكافند يخ را تا روى آب و از آن محلها آب برمىدارند همچنانكه مىكشند از چاه آب را به جهت آشاميدن و حمل مىكنند در سبوها و در وقتى كه مستحكم مىشود انجماد آن نهر ،
--> ( 1 ) - قاعدة بايد اين كلمه « هلبك » باشد نه هناك كه در هيچيك از كتب جغرافىدانان عرب نيامده .